آهنگ فوق العاده از سامان جلیلی به نام آخرین نفس
(شعر و اهنگ:سامان جلیلی -- تنظیم : مهدی احمدوند)
(میکس و مستر : نیما کیانی)
برای دانلود به صورت مستقیم با کیفیت ۳۲۰ اینجا را کلیک کنید
امیدوارم لذت ببرید
+ نوشته شده در جمعه
1390/02/23ساعت 19:50  توسط محمدرضا
|
هفته ای که گذشت اتفاقات تقریباَ زیادی افتاد از یه جهت خوب بود که کمی از حالت یکنواخت هفته های قبل خارج شد ولی خب همه رخداداش خوب به هرجهت 2 تا از نمره های میانترما دادن اولیش ریاضی 2 بود که بد نبود حالا که فکرشو می کنم می بینم انقدرهام وضعم نسبت به بقیه بد نیست یا به عبارت دیگه بقیه ( به ویژه هم کلاسیای درس خونم ) خیلیم از من جلو نیستن راستشو بخواید سر ماجرای ریاضی 1 خیلی خودمو باختم نمره های بقیه بچه هارو که با خودم قیاس می کردم ...فکر می کردم یه سری از بچه ها که دیگه نباید توی ریاضی مشکلی داشته باشن ( با توجه به اون نمره های خارق العاده ترم 1 ) شاید مشکل از کم خوندن ترم پیش من بوده اما نه چون این ترم هم هیچی نخوندم شاید بچه ها این ترم کمتر خوندن اما قضاوت به عهده شما یعنی سونامی اومده که همه با هم درس نخوندن به نظرتون چی شده ؟؟ یا بهتره بگم ترم پیش چی شده بود !!! ؟؟ من به نمره ترم پیش خودم اعتراضی ندارم همین میشدم آخه امتحان به اون سختی ( به قول یکی از دوستام هر کس بالای 1/3 سوالا اگه بلده حقش شریفه !!! ) نمره های 18 و 19 عجیب غریب بود !!!
خب از این بحث ها هم که بگذریم باید کم کم چرتکه در بیارم و حساب دو دو تا 4 تا که باید از پایان ترم چند نمره بیارم اگه نیارم ترم دیگه چی بردارم و ازین حرفا که آخر عاقبتش میشه سر درد و کابوس شبانه پس بهتره که همون روند بیخیالی ادامه بدیم در کنارش یکمی هم درس خوند که مثل پیش کاسه ی چه کنم چه کنم درستم نگیرم ( خدا به خیر بگذرونه )
اون یکی میانترم هم نگم بهتره دچار همون سردرد و کابوس میشم :دی
اون اولا با خودم فکر می کردم دلیل چند دسته شدن بعضی از دانشجوها چیه اما حالا فهمیدم واقعاَ با بعضیا نمیشه کنار اومد تعصبات بیجا( واقعاَ چرا ؟؟؟) که می دونم بیشترش قومیتیه ( توی قرن 21!!!!!) به نظره من اختلاف فرهنگیه و اونی که تعصب داره ، نشون میده کمبود این فرهنگو داره . (Stop PLZ)
پ.ن1 : استادا هم که اصلا َ نژادپرست نیستن وای وای اصلا چه معنی داره آدم به همشهری خودش نمره بده کی من ؟؟ (اصلا اشارم به استاد ع.!! نیست ابداَ)
پ.ن2 : اصلا منظورم فرد خاصی نیست و خدایی نکرده نمی خوام بگم تقلب شده
+ نوشته شده در جمعه
1390/02/23ساعت 19:34  توسط محمدرضا
|
از قول قیصر امین پور
"این روزها که می گذرد
شادم
این روزها که می گذرد
شادم
که می گذرد
این روزها
شادم
که می گذرد ...."
شعر زیباییه از یه طرف بعضی قسمتاش حکایت منه و این روزهای من ،دوستی می گفت از روی سرعت گذر زمان تقریباَ میشه فهمید که این روزهامون خوب می گذره یا بد و همین منو گیج می کنه از یه طرف زمان واسم زود می گذره و از یه طرف احساس خوبی ندارم (دچار تناقض شدیدی شدم) یه حس بی انگیزگی و روزمرگی ، نا امیدی ... نمی دونم شاید دلیلش محیط وافرادی باشه که در حال حاضر باهاشون دارم زندگی می کنم افرادی که همشون شبیه هم دیگه هستن و هیچ وجه اشتراکی با من ندارن مدام به این فکر می کنم که مشکل از کیه و مدام به این نتیجه می رسم که احتمالاَ مشکل از منه و باورش واسم سخته( نه تنها برای من فکر کنم همه همینجوری باشن حسی که آدم همیشه بقیه رو مقصر می دونه ) اما همین لحظه به این فکر میکتنم احتمالاَ یه جایی وجود داره که همه آدماش مثل من فکر می کنن ارزش های زندگیشون مثل منه وروحم پر میکشه واسه اونجا ...! یعنی میشه یه روز همه چیز خوب بشه ؟ خلاصه مطلب این که آدمایی که من باهاشون سرو کار دارم ارزش های زندگیشون با من کاملاَ فرق داره
همیشه اول آدم می خواد شرایطو عوض کنه وقتی می بینه نمیشه کاری کرد نا امیدی عجیبی میاد سراغش و من الان توی همین وضعیتم ...بیخیالی در عین نا امیدی ، بیخیالی که صبح تا شب هندزفری تو گوشمه و توی دنیای خیالی زندگی سیر و سلوک می کنم همه چیزم خوبه مگه نه ؟؟؟:دی
بعضی وقتا هم به این فکر می کنم شاید دارم تاوان کار بدی که مثلاَ قبلاَ انجام می دادم اینجوری شده یا مثلاَ ندونستن قدر چیزای خوبی که توی زندگیم داشتم نمی دونم!!! آدم خرافی نیستم ولی به وجود یه سری نیروهای اینجوری توی طبیعت اعتقاد دارم ( هرچند که همینم عقلم تأییدش نمی کنه )
به شرایط بد بعضی موقع ها به دید فرصت خوب هم نگاه می کنم فرصت خوبی برای پرورش روح ، معرفت و صفت های اخلاقیه خوب !!! به نظرم روح آدم توی شرایط خوب و همه چیز محیـا رشد نمی کنه ( نظر شما چیه ؟)
پ.ن 1 : از این که این روزها می گذرد شادم ( خیلیم شادم ) ولی اگه زمان برمی گشت به خیلی عقب تر بیشتر شاد میشدم
پ.ن 2 : آخه همه زندگی که درس نیست همش که نمره نیست هست ؟؟
پ.ن 3 : هر چند که نمره همه چیز نیست ولی خوشحالم که میانترما بد نشد .:دی
+ نوشته شده در شنبه
1390/02/17ساعت 17:56  توسط محمدرضا
|
به عنوان ادب و احترام توی اولین پست وبلاگ به همه دوستان چه اونایی که میشناسمشون و چه اونایی که نمی شناسمشون سلام عرض می کنم
خوشحالم ازین که وبلاگ می تونه وسیله ای باشه برای ایجاد دوستی ها وکم کردن فاصله های بین آدما ، فاصله هایی که شاید یکی از دلایل به وجود آورندش همین پیشرفت تکنولوژی و مدرنیته شدن باشه به هر حال خوب یا بد همینیه که هست !!! دنیا داره به این سمت میره و ما به عنوان انسان اجتماعی که هیچوقت نمی تونه از تأثیر پذیری خودش از محیط کم بکنه یا به عبارت دیگه به حالت انزوا در بیاد باید این تغییر شیوه در زندگی رو بپذیریم و همراه با این سیل حرکت کنیم .
به هر حال امیدوارم لحظه های خوبی با هم داشته باشیم .
+ نوشته شده در شنبه
1390/02/17ساعت 16:55  توسط محمدرضا
|